مسجد انگجي تبريز

138

مقالات وگفتارها ( فارسي )

است وأو را صانعى مىباشد كه حيوة وبقاء موجودات وكوتاهى عمرها وطول آن به يد قدرت اوست ويا آنكه از براي عالم صانعى نخواهد بود وآنچه هست بمقتضى دهر وطبيعت است واين مطلب در محل خود مفروغ عنه است كه لابد از براي عالم صانعى خواهد بود وبعد از معلوميت اين مطلب گفته مىشود كه حقيقت عمر وطول زندگانى وقصر آن نيست مگر يك نوع از امتداد واستمرار " من شانه عدم الحياة بحيث يكون نسبة الحياة وعدمها إليه على السوية " چه حيوة بالذات مخصوص به صانع عالم است وفرض شد مسلما كه عالم مصنوع است واز براي أو صانعى است كه حيوة وبقاء أو ذاتي است وماسواى أو آنچه هست همه مصنوع ومخلوق است كه يجوز له البقاء وعدمه پس حيوة وما يحتاج إليه الحياة از بنيه ومادة وصورت همه آنها مصنوع ومقدور ومتعلق به قدرت پروردگارند كه نسبت بقاء وفنا وحيات وعدم حيوة بالنسبة بجميع على حد السواء است فالجواز والامكان يتطرف إلى جميع المذكورات فبطل قول الخصم بالمحالية والامتناع ، واگر مقصود خصم مجرد استعباد است پس آن اظهر بطلانا خواهد بود چه آنكه بعد از اقامه أدله قطعيه بعدم جواز خلوا الأرض عن الحجة ولزوم عصمته وشهد به القرآن وتواتر الاخبار من الذي انزل عليه القرآن وشهد بصحته وصدق البرهان پس معقول نخواهد بود كه استعباد محض سبب شود از براي انكار ويا معارضه نمايد به أدله وبرهان با آنكه استعباد هم مجرد دعوى بلا بيان است چنان كه ظاهر خواهد شد . ثانيا : آنكه منع مىنمائيم كه طول عمر به وصف مذكور خارق عادت باشد بلكه جارى بر مقتضى عادت است ، غاية الأمر بر خلاف عادت أكثر باشد در بعضي از أزمنة نه در جميع أزمان چه آنكه عادت در زمان أنبياء سلف بلكه قبل از بعثت تا زمان حضرت آدم بر طول عمرها بود بالنسبة بقا خلق كه هزار سال ودو هزار سال بلكه متجاوز عمر مىنمودند از أنبياء وغير أنبياء از سلاطين وغيره وخدا هم در قرآن به كثيرى از آن اخبار فرموده چنان كه ذكر خواهد شد از أهل تواريخ از عامه وخاصه بسيارى از آن را متعرض شده اند في الجملة اشاره به